تبليغاتX
کلبه کوچک تنهایی من
...::یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور::...
 

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن

نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به

 وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام

 تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون

مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي

بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ......

 چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در

کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي

زمانه را که تو را ازپريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير

 من مي شنوم به آسمان بگوکه من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه

 در سکوت تو نهفته...

 

وقتي که گريه کرديم گفتن بچه است................. وقتي که خنديديم گفتن ديونه

است.................. وقتي که جدي بوديم گفتن مغروره.............................

وقتي که شوخي کرديم گفتن سنگين باش............................. وقتي

 که حرف زديم گفتن پر حرفه...................................................

وقتي که ساکت شديم گفتن عاشقه...................................................

 حالا ام که عاشقيم مي گن گناه

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي

 عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي

عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .

 براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .

 براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 20:21  توسط تنهاترین تنها  | 

 

بیا که تا نفسی هست یار هم باشیم          به غنچه های محبت بهار هم باشیم
...................................................
     آزمودم زندگی دشت غم است         شادیش اندوه و عیشش ماتم است
...................................................
در میان جمع مردان یا همیشه مرد باش       یا دم از مردی مزن یا یکسره نامرد باش
...................................................
بمیرم من واسه اون دلشکسته         که چون من خیری از دنیا ندیده
...................................................
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتراست      کارم از گریه گذشته به خودم میخندم

خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي سخته كه عزيزترين

 كست ازت بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون

حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن ، جز اوني

 كه فكر مي كني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته كه غرورت رو به خاطر يه نفر بشكني ،

 بعد بفهمي دوست نداره ....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 12:3  توسط تنهاترین تنها  | 

زندگی آب روانیست روان میگذرد .................

                                            آنچه اقبال منو توست همان میگذرد

                           ........................................................

بگیر از من گل یاد بودی  

                          که تنها لایق این گل تو بودی

                                                           هزاران خواستند از من بگیرند

                                              ندادم

                          چون عزیز من توبودی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 12:2  توسط تنهاترین تنها 

دلم تنگ است

 دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است

سکوت از کوچه لبريز است صدايم خيس و باراني است

نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است

ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو،

 يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو،

همين يک لحظه باقي است

و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم.....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 11:59  توسط تنهاترین تنها 

چهره ام هرگز پريشاني نداشت

كاش مي شد دفتر تقدير عشق

حرفي از يك روز باراني نداشت

كاش مي شد راه سخت عشق را

بي خطر پيمود و قرباني نداشت

 

 

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي

 هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي

براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو:

 يادت بخير

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 20:20  توسط تنهاترین تنها 

اشتباهي كه يك عمر پشيمانم از آن
اعتمادي است كه بر مردم دنيا كردم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 19:59  توسط تنهاترین تنها 

 

جرمم عاشقيست دادگاهم زندگيست قاضيانش مردمانند حكم واضح است

 يك شبه از ياد بردن ولي اجراي حكم دلي بايد كه تنها نامش دل است

.شريك جرمانم چشمانمند كه حكمشان تاريكيست.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 22:2  توسط تنهاترین تنها